بایگانی

بایگانیِ دسامبر 2010

گزاره‌ها (40)

عشق، فضا و زماني است که با قلب اندازه‌گيري  مي‌شود …

مارسل پروست

لينک‌هاي هفته (20)

5 ماه تمام!!! باورم نمي‌شه!

پيش از شروع سه نکته:

  1. لينک‌هايي که به نظرم بايد حتما و تحت هر شرايطي خوانده بشوند را با رنگ قرمز از ساير لينک‌ها متمايز مي‌کنم.
  2. براي ديدن لينک‌هاي کليه‌ي قسمت‌هاي قبل، مي‌توانيد به اين‌جا مراجعه بفرماييد.
  3. اين مجموعه پست‌ها در حکم يک دفترچه‌ي يادداشت مطالب مهم براي من هستند. اگر لينک اخبار را هم مي‌گذارم، براي اين است که به نظرم برخي اخبار حداقل تيترشان بايد توسط کساني که در حوزه مشاور‌ه‌ي مديريت و آي‌تي فعال هستند، ديده شوند. بنابراين اگر تعداد لينک‌ها زياد هستند، اولا ببخشيد و ثانيا اين‌که حداقل به تيترها نگاهي بياندازيد؛ ضرر نمي‌کنيد!

با اين توضيحات لينکهاي هفته را مرور مي‌کنيم:

مديريت:

خدمات پس ار فروش مشاور خارجی (احسان اردستاني)

روی ابرها کار کنید! (درباره‌ي رايانش ابري و کاربردهاي‌اش)، ۴ دلیل به‌تعویق انداختن کارها (بسيار بسيار موافق‌ام!)، ۷ نکته برای استفاده بهینه از گودر (امير مهراني)

گواهی های بین المللی مدیریت پروژه (يعني مشمول ذمه‌ايد اگر اين پست آقاي نادر خرمي‌راد را نخونيد!!! اگر مي‌خواهيد PMP بگيريد يا هر مدرک ديگري، اول بايد اين پست را بخونيد.)

مهدي عرب عامري اين هفته دو تا پست بسيار خوب در مورد گزارش‌دهي و گزارش‌گيري در مديريت پروژه نوشت: گزارش خوبش، خوبه و کسب اطلاعات در ۱۵ دقیقه، در حالت ایستاده

نيام يراقي در دو پست پست اولي مهدي را تکميل کرد که پيشنهاد مي‌کنم حتما هر سه تا پست را در کنار هم بخونيد: مدیریت ارزش کسب شده و گزارش ریسک های پروژه

مديران مادرزاد (آيدين کسايي روي خوب نکته‌اي دست گذاشته: اين‌که چقدر ما تو ايران مديران بالفطره داريم!!!)

بررسی وضعیت بازار میوه ایران (صادرات – واردات) (از استاد پرويز درگي؛ نکته‌ي بسيار بسيار جالب اين نوشته براي من اين بود که: »امروزه علوم مورد نیاز برای اداره کسب‌وکارها به سه دسته اساسی تقسیم می‌شوند: 1- علوم فني خاص هر حوزه مثلا مهندسي. 2- علوم حوزه‌ي تحلیل محیط مثل اقتصاد و جامعه‌شناسی. 3- علوم حوزه رقابت مثل استراتژي و بازاريابي.»)

قانون، محدودیت نیست (نظرسنجی) (کنترل سطح دسترسي به اطلاعات که دارايي اصلي يک شرکت مشاوره يا نرم‌افزاري محسوب مي‌شوند چگونه بايد باشد؟) و کاری که زندگی است، کاری که باید برای زندگی باشد (از آقاي مجيد آواژ)

نمونه آرمانی (Ideal Type) چیست و چگونه ساخته می‌شود؟ («چگونه نمونه‌ي آرماني بسازيم: تمايز، يکپارچه‌سازي، انتزاع و تعميم.») و در آینده ظرف ۳۰ ثانیه هر کسی می‌تواند مشهور شود (از وبلاگ مدير رسانه؛ آقاي رضا قرباني)

اگر یک تیم خوب می خواهید به این پنج سئوال پاسخ بدهید (از آقاي محمد سالاري)

شستشوی سبز (Greenwash) (بحث جالبي است! از علي مرجائي)

یافتن و مراقبت از افراد نوآور

چهار خصوصیت اصلی گروه‌های موفق (1. داشتن هدف مشخص؛ 2. درگير بودن همه‌ي اعضا؛ 3. وفاداري به گروه؛ 4. سادگي قوانين حاکم بر گروه)

مهارت‌هاي مديريتي مدیریت بحران – چالشی برای رهبری («زمانی که با بحران مواجه مي‌شوند رهبری بیشتر از آنکه چه کاری و چگونه انجام شود به معنای چگونه بودن است.» مقاله‌اي بسيار مختصر درباره‌ي مديريت ريسک.)

چگونه مي‌توان در کار از خانه موفق عمل کرد؟

سود و مسوولیت اجتماعی درشركت‌ها (راست‌اش من ادعاي اين مقاله را درک نکردم. مي‌گه اگر شرکت‌ها را مجبور کنيم که مسئوليت اجتماعي را دنبال کنند عملا به نتيجه‌اي نمي‌رسيم. ولي وقتي براي کسب سود تلاش مي‌کنند، مسئوليت اجتماعي هم در کنارش انجام مي‌شه.)

شبکه‌های اجتماعی چگونه کسب‌و‌کار را متحول کرده‌اند

فناوري اطلاعات:

ده پلاگین پرطرفدار وردپرس در سال ۲۰۱۰ و نت بوک یا تبلت ؟ کدام یک را بخرم (به درد ما دومين‌ندارها که وردپرس دات کام استفاده مي‌کنيم که نمي‌خوره!) (از مهرداد نايب)

«فايننشال تايمز» استيوجابز را انتخاب كرد: قهرمان تكنولوژي در نقش مرد سال (باراک اوباما استيو جابز را خلاصه‌‌ي رویای آمریکایی‌ها ناميده!!!)

۱۵ شرکتی که دنیای آی تی را متحول کردند … درست قبل از متلاشی شدنشان و مصاحبه با ویدا امانی ، مهندس ارشد کمپانی های Adobe و Apple و ۲۰ حقیقت جالب دربارۀ سه غول دنیای تکنولوژی (از وبلاگ ماني که اين هفته کشف‌اش کردم!)

پيش‌بيني آي‌بي‌ام از حوزه فناوري درسال2015

12 عادت بد در استفاده از فناوري

پربازدیدترین سایت‌ها در آخرین روزهای سال (پنجمي‌ ايران‌اش شاه‌کاره …)

برترین سیستمهای عامل و تلفنهای هوشمند 2010

۹۵ درصد از اشتراک‌های توییتر طی دو سال گذشته ایجاد شدند

۷۹ درصد کاربران برای کلمه‌ی عبور از اطلاعات شخصی استفاده می‌کنند

شکست‌‌ها و بدترین‌‌های تکنولوژی در سال 2010 بربادرفته‌ها

تلفنهای همراه هوشمند برای کاربران خود بیش از حد باهوشند! («71 درصد از کاربران از تلفنهای همراه هوشمند خود تنها برای تماس گرفتن، ارسال «اس. ام. اس» و ورود به شبکه های اجتماعی استفاده می کنند. به طوری که این کاربران تنها از 10 درصد از عملکردهای تلفنهای همراه هوشمند خود بهره می گیرند!!!»)

برترین ابزارهای فناورانه سال 2010/ بهترین موبایلها و لپ تاپهای2010

اقتصاد:

اين هفته بخش اقتصاد بسيار پر و پيمانه!

در سخنراني «گري‌ بكر» براي كنفرانس مديريت تهران ارائه شد: تحليل اقتصاددان برجسته آمريكايي از آينده اقتصاد ايران (گري بکر نوبليست اقتصاد. حتما بخوانيد.)

اقتصاد در زندگي واقعي (1): اقتصاد امروزي؛ روش‌ها و كاربردها و اقتصاد در زندگي واقعي در جست‌وجوي خوشبختي (هر دو مطلب بي‌نظير! استثنايي! به‌عنوان يک علاقه‌مند اقتصاد رفتاري و تئوري تصميم‌گيري، توصيه‌ي اکيد دارم که با وجود طولاني بودن، حتما بخوانيدشان!)

هدف‌مندسازي يارانه‌ها به موضوع اصلي بحث‌هاي اقتصادي اين روزهاي ايران تبديل شده. در اين زمينه حامد قدوسي عزيز سه پپست بسيار عالي داشت اين هفته:
در اين زمينه اين‌ مطالب را هم ببينيد:

یارانه ها و یارانه بنزین خودرو بیشتر از یارانه نقدی آدم! و یارانه و رسانه ها و انتظارات از اصلاح یارانه ها (پويان مشايخ)

اثر اصلاح قیمت‌ها بر تورم (محاسبه‌ي ميزان تغيير نرخ تورم بر اثر آزادسازي قيمت‌ها)

با واریز یارانه‌های نقدی، حجم نقدینگی از مرز ۳۰۰ هزار میلیارد تومان فراتر رفت

اظهارنظر مدیران بانکی برای تدوین بسته سال آینده نرخ سود بانكي سال آينده افزایش یابد (پيشنهاد کرده‌اند نرخ بهره‌ي شناور بين 18 تا 20 درصد و رقابتي بين بانک‌ها!)

و ساير مطالب اقتصادي:

اقتصاد در يك درس مالیات، مانعي در برابر تولید

پرداخت هزینه پارک کردن بهتر است یا عدم‌پرداخت آن؟ (از محمد رضا فرهادي‌پور درباره‌ي هزينه‌هاي اقتصادي نظم شهري!)

جامعه‌شناسي، روان‌شناسي و کار حرفه‌اي:

ثروت، فقر، ترحم (برخلاف تصور موجود، آدم‌هاي فقير دست و دل‌بازتر ازپول‌داران هستند.)

زندگی اجتماعی به بزرگی فضای بادامه مغز بستگی دارد

كشف دروغ‌ياب ذهني در مغز انسان!

پ.ن. 1. لطفا اگر وبلاگي، پستي يا مطلبي را من نديده بودم يا نمي‌شناسم، کامنت بگذاريد و معرفي بفرماييد براي يادگيري بيش‌تر.

پ.ن.2. اگر دوست داشتيد توئيتر گزاره‌ها را براي ديدن ايده‌ها و حال و احوال روزانه‌ي من و گودر گزاره‌ها را براي ديدن متن کامل اين مطالب و ساير مقالات و اخبار مربوط به مديريت، مشاوره، فناوري اطلاعات و البته اقتصاد، روان‌شناسي و جامعه‌شناسي (و گاهي هم که خيلي هيجان‌زده مي‌شوم، علم!) دنبال کنيد.

به دليل قيلتر بودن فيدبرنر، اگر خواستيد به گزاره‌ها تشريف بياوريد لينک اصلي اين پست اين‌ است.

مثل شرلوک هلمز فکر کنيد!

قبلا اين‌جا به اين موضوع پرداخته‌ام که مهم‌ترين وظيفه‌ي يک مشاور حل مسئله است. شايد بشود يک گام هم پيش‌تر گذاشت و به قول پوپر گفت: «زندگي سراسر حل مسئله است!» خوب اين حل مسئله چطوري بايد انجام بشود؟ اين يکي از دل مشغولي‌هاي اساسي من هست که قبلا در مورد آن نوشته‌ام و در آينده هم حتما خواهم نوشت.  اين اواخر مطلب جالبي خواندم درباره‌ي اين‌که چطور به روش شرلوک هلمز مسئله را حل کنيم؟ قبل از من البته امير مهراني اين‌جا در اين مورد از زاويه‌ي ديد ديگري نوشته که پيشنهاد مي‌کنم حتما آن را هم بخوانيد.

خوب اين هم ويژگي‌هاي تفکر هلمزي:

  1. ذهن بازي داشته باشيد.
  2. از استدلال استقرايي استفاده کنيد.
  3. حواس‌تان باشد پيش‌فرض‌ها يا راه‌حل‌هاي ارايه شده توسط ديگران (از جمله مشتريان شما به‌عنوان يک مشاور) ممکن است درست نباشد و يا حتي بدتر، بي‌ربط باشد!
  4. همه‌ي احتمالات ممکن را بررسي کنيد، به‌ويژه آن‌هايي که ديگران جا انداخته‌اند!
  5. به دقت همه‌ي جزييات را بررسي کنيد و آن‌هايي را که ممکن است بعدا به دردتان بخورند را به خوبي ثبت کنيد.
  6. به دنبال ارتباطات، روابط، موارد سازگار يا ناسازگار بگرديد.
  7. تا مي‌توانيد سؤال بپرسيد!
  8. به شم و غريزه‌ي خود اعتماد داشته باشيد؛ ولي لطفا اين توانايي را هم داشته باشيد که آن را با شواهد و واقعيت‌ها پشتيباني کنيد.
  9. تغيير قيافه بدهيد (يا حتي ندهيد!)
  10. بي‌رحمانه براي پيدا کردن راه‌حل تلاش کنيد!

يک نکته‌‌ي ديگر: کارآگاهان خوب الگوهايي را هم براي آدم‌هايي که از راز مورد نظر کارآگاهان باخبرند و هم براي کارِ کارآگاهي خوب توسعه مي‌دهند. بنابراين سعي کنيد براي حل مسئله الگوهايي را طراحي و استفاده کنيد.

منبع

پست‌هاي ثابت هفتگي گزاره‌ها

هيچ کاري مثل تعهد ايجاد کردن، براي اين‌که آدم مجبور شود آن کاري را که بايد بکند انجام دهد، نتيجه‌بخش نيست. حقيقت اين است که تنبلي، دست‌اندازهاي زندگي و البته بي‌حوصلگي باعث شده بود که مدت‌ها مطالبي را که مي‌دانستم بايد بخوانم را نخوانم. هر چند شرايط زندگي‌ام اين روزها بدتر شده که به‌تر نشده‌؛ اما خوب حداقل فايده‌ي مجموعه پست‌هاي لينک‌هاي هفته براي من اين بوده که مجبورم کرده به صورت مستمردر طول هفته بخوانم و بخوانم و بخوانم. همين نتيجه‌ي نسبتا خوب، باعث شده تا مدتي در ذهنم به اين فکر کنم که چند تا کار ديگر هم بايد انجام بدهم که نمي‌دهم و شايد به‌وسيله‌ي اين‌جا بشود تعهد انجام آن‌ها را هم در خودم ايجاد کنم. بنابراين از هفته‌ي آينده، علاوه بر انتشار هفتگي پست لينک‌هاي هفته در پنج‌شنبه شب‌ها، سه پست ثابت هفتگي ديگر هم خواهيم داشت:

  1. شنبه شب‌ها ـ مقاله‌ي هفته: چه مشاور، چه دانشجوي مديريت، چه هر کار ديگري داشته باشيد، بايد هر هفته کتاب و مقاله به‌اندازه‌ي کافي بخوانيد. کتاب را که من نمي‌توانم يک هفته‌اي بخوانم‌ (!)، اما سعي مي‌کنم هر هفته يک مقاله يا پرزنتيشن خوب و عالي (طبيعتا به زبان انگليسي) را بگذارم. اين مقالات يا پرزنت‌ها مي‌توانند در مورد موضوعات پايه‌ي علم مديريت يا IT باشند و ممکن است مباحث جديدي را در اين حوزه مطرح کنند. هر چند تمرکز اصلي‌ام را روي مقالات کلاسيک و اساسي علم مديريت (به‌ويژه مقالات HBR) مي‌گذارم.
  2. دوشنبه‌ شب‌ها ـ ايده‌هاي هفته: خيلي وقت‌ها از اين طرف و آن طرف ايده‌هاي جالبي را يادداشت مي‌کنم که نمي‌شود در قالب يک پست کامل بنويسم‌شان؛ هر چند که وقتي دفترچه‌ي يادداشت‌ام را ورق مي‌زنم، هي به من چشمک مي‌زنند که: منو بنويس! ;) براي حل اين مشکل، دوشنبه‌ شب‌ها، سه ايده‌ي جالب را اين‌جا يادداشت خواهم کرد.
  3. سه‌شنبه شب‌ها ـ پست مربوط به مشاوره‌ي مديريت و IT: واقعيت اين است که من به شدت به حوزه‌ي مشاوره علاقه‌مندم. نوشته‌هاي پراکنده‌ام تا به امروز اين را نشان داده؛ اما فکر مي‌کنم در اين فضاي بي‌در و پيکر مشاوره‌ي مديريت و IT در ايران لازم است که حتما به صورت هفتگي در اين مورد بنويسم. ادعايي ندارم که مشاور خيلي درست و حسابي هستم؛ اين کار را براي اين مي‌کنم که خودم را به خواندن در مورد مشاوره در طول هفته مجبور کنم!

طبيعي است که پست‌هاي ثابت شبانه‌ي (!) فوق باعث نمي‌شود که رويه‌ي قبلي گزاره‌ها تغيير کند. اين‌جا همان جاي قبلي است با اندکي افزودني‌هاي اميدوارم خوش‌مزه‌تر!

يک سؤال فلسفي: استخدام شوم يا استارت ـ آپ راه بياندازم!؟

شايد مهم‌ترين دغدغه‌ي هر جوان محصلي، شغلي باشد که بعد از فارغ‌التحصيلي دنبال خواهد کرد. آيا براي يک سازمان بزرگ و پيش‌رو کار خواهد کرد؟ آيا وارد کسب و کار خانوادگي‌اش خواهد شد؟ آيا در حوزه‌ي تخصص خودش فعاليت خواهد کرد يا درسي که خوانده به دردش نخواهد خورد؟ و شايد هم آيا کسب و کار خودش را راه خواهد انداخت؟ اما اين تمام ماجرا نيست. افراد شاغل هم در هر نقطه‌ از مسير شغلي خودشان، با همين سؤالات روبرو هستند؛ اين‌که مي‌خواهند در سازمان فعلي کارشان را ادامه بدهند يا خير مهم‌ترين سؤال براي آن‌ها است.

در دنياي امروز فرد پيش از تصميم‌گيري براي انتخاب شغل، دو مسير متفاوت شغلي را پيش روي خود خواهد ديد: کار کردن براي ديگري و کار کردن براي خود (راه انداختن استارت ـ آپ.) اين تصميم، اولين و مهم‌ترين گام در فرايند جستجوي شغل ودر نتيجه مهم‌ترين سؤال در ميان سؤالات مذکور است.

اغلب ما احتمالا ترجيح مي‌دهيم براي خودمان کار کنيم تا هم کنترل کارمان را کامل در دست داشته باشيم و هم حاصل دست‌رنج (!) ما به جيب ديگري نرود. خيلي از ما رؤياي روزي را داريم که توانسته باشيم گوگلي، فيس‌بوکي، مايکروسافتي، اپلي و … تأسيس کرده باشيم؛ اما خوب باز هم اغلب ما معتقديم که: «هنوز زمان‌اش نرسيده! بگذار به وقت‌اش.» اما آيا به اين فکر کرده‌ايم که آن روز موعود کي فرا خواهد رسيد؟ تصميم با خود ماست.

خوب حالا اگر خواستيم تصميم بگيريم که براي ديگري کار کنيم يا خودمان آستين‌ها را بالا بزنيم، به چه معيارهاي تصميم‌گيري بايد توجه کنيم؟ مروري مي‌کنيم بر اين معيارها:

  • پول: حواس‌تان باشد که بيش از 90 درصد استارت ـ آپ‌ها شکست مي‌خورند. حقوق‌ها در استارت ـ ـ آپ‌ها معمولا پايين‌تر از ميانگين بازار است. پاداش‌ها معمولا به صورت وعده‌ي سر خرمن (يعني سهام موفق شرکت) داده مي‌شوند. بنابراين اگر پول براي‌تان خيلي مهم است و طاقت سختي کشيدن بابت‌اش را نداريد، حقوق‌بگير شويد نه حقوق بده!
  • مسئوليت: دامنه‌ي مسئوليت‌ها در يک سازمان جاافتاده و در حال کار، مشخص است. معلوم است که بايد چه کار بکنيد و مي‌توانيد عملکردتان را هم در مقايسه با همکاران بسنجيد. تازه به‌تر از همه معلوم است که کار روزانه‌تان کي تمام مي‌شود! در مقابل در استارت ـ آپ‌ها اصلا معلوم نيست که چه کسي بايد چه بکند و از آن بدتر، فهرست کارهاي لازم الاجرا (To-Do List) هيچ وقت به انتها نمي‌رسد!
  • توازن شغل با زندگي شخصي: در يک سازمان در حال کار، شما هفته‌اي لازم است بين 40 تا 50 ساعت کار کنيد. اما در يک استارت ـ آپ حجم کار موجود، کم‌تر از 80 ساعت در هفته نيست!
  • تغيير: در يک کلام بايد گفت که اگر دنبال عوض کردن جهان با دستان خودتان هستيد، راه‌تان از استارت ـ آپ‌ها مي‌گذرد!
  • رزومه‌سازي: اگر دنبال کار گرفتن و جابه‌جا شدن در ميان سازمان‌هاي موجود هستيد، به يکي از آن‌ها بپيونديد و کار را شروع کنيد. رزومه‌ي يک کارآفرين فقط به درد راه‌انداختن يک استارت ـ آپ جديد مي‌خورد!
  • امنيت شغلي: استارت ـ آپ‌ها اغلب شکست مي‌خورند؛ اما نگران نباشيد. آدم با کيفيت روي زمين نمي‌ماند، مي‌رود به استارت ـ آپ‌هاي ديگر. با توجه به وضعيت فعلي بازار کار، عملا کار کردن در سازمان‌هاي موجود هم امنيت زيادي به دنبال ندارد. بنابراين در مورد اين معيار، تفاوت زيادي وجود ندارد.
  • راضي کردن والدين (!): اين خطاب به جوانان جوياي نام تازه فارغ‌التحصيل است. اگر مي‌خواهيد همين که کار کردن را شروع کرديد پدر و مادرتان بتوانند به فرزند دسته‌ي گل‌شان جلوي فاميل و دوستان افتخار کنند، استارت ـ آپ‌ها را بي‌خيال شويد!

منبع

در ستايش شادي …

شادي معمولا يک محصول جانبي است؛ چيزي که احتمالا وابسته به سرشت چيزها است و بنابراين مي‌تواند درون هر آن چيزي که من مي‌شناسم، پنهان باشد. با اين حال شادي چيزي نيست که بتوان آن را از زندگي طلب کرد؛ و در نتيجه اگر شما شاد نيستيد، به‌تر است نگراني را در اين‌باره کنار بگذاريد و به جاي‌اش ببينيد چه گنجي را مي‌توانيد از درون اين زندگي ناشادِ مايه‌ي افتخارتان به دست آوريد.

رابرتسون ديويس

پ.ن. اين گزاره را تقديم مي‌کنم به دوست عزيزي که اين روزها شده نمونه‌ي استواري و پايداري براي اهل گودر و با وجود اتفاقي که افتاده، هم‌چنان به کار قبلي‌اش ادامه مي‌دهد: شاد کردن ديگران. تقديم به امير فرخ عزيز.

دسته‌ها:طنز برچسب‌ها:

10 واژه‌اي که نبايد در رزومه‌تان بنويسيد

اغلب اوقات تکرار زياد هر چيزي باعث از بين رفتن تأثير آن در عمل مي‌شود. کليشه‌ها مثال بسيار روشني از اين موضوع هستند. رزومه نوشتن هم از اين امر مستثنا نيست و به‌تر است برخي واژه‌ها را که همه در رزومه‌هاي‌شان از آن‌ها استفاده مي‌کنند را از رزومه‌مان حذف کنيم. چرا؟ براي اين‌که خودمان را در انجام کار متفاوت از ديگران نشان دهيم و نه خودمان را! حواس‌مان باشد براي کارفرماي احتمالي اين‌که چه کاري مي‌توانيم انجام دهيم مهم است؛ نه اين‌که چه کسي هستيم!

بنابراين لطفا 10 واژه‌ي زير را که طبق تحليل‌هاي LinkedIn در رزومه‌هاي ام‌سال بسيار تکرار شده‌اند، از رزومه‌تان حذف کنيد:

  1. تجربه‌ي گسترده
  2. نوآور و خلاق
  3. باانگيزه
  4. نتيجه‌گرا
  5. پويا
  6. ثبت‌کننده‌ي کليه‌ي سوابق
  7. داراي مهارت کار گروهي
  8. سريع
  9. داراي توانايي حل مسئله
  10. کارآفرين

منبع

پست‌هاي مرتبط:

چگونه رزومه ننويسيم!؟

3 اصل ديگر رزومه‌نويسي

کجا کار کنيم!؟(1)

«يک بار برايان موينيهان مديرعامل بانک آمريکا در يک گردهمايي عمومي شرکت گفت که عاشقِ بردن است. چه کسي دوست دارد براي سازماني کار کند که حتا نمي‌خواهد امتحان کند که چگونه خود را از ديگر سازمان‌ها متفاوت کند و به‌واقع خود را يکتا سازد!؟»

از خلال گفتگو با يک کارمند بانک آمريکا

پ.ن. قبل‌تر نوشته‌اي داشتم با عنوان معيارهاي سنجش کيفيت زندگي کاري که در آن مدلي را براي تصميم‌گيري در مورد محل کار معرفي کرده بودم. در تکميل آن پست، اين مجموعه پست‌ها به چنين نقل قول‌هايي مي‌پردازد تا ببينيم يک سازمان ايده‌آل براي کار کردن چه ويژگي‌هايي بايد داشته باشد؟

گزاره‌ها (39)

اندوه ديواري است ميان دو باغ باشکوه …

جبران خليل جبران

پ.ن. براي اندوه ام‌روز همه‌مان …

اميد هست و افق‌هاي بي‌کران روشن!*

تقديم به دوستي که جاي‌اش تا برگردد حسابي خالي خواهد بود و ما منتظرش خواهيم ماند؛ با اميد

بي‌اعتنا به روز و روزگار و کفش

و حادثه

به خيابان رفتم

و در کنار سبزه‌هاي

مانده از عيد و نوروز

دوباره عمر را نيايش کرديم

کمي سجده کرديم گياه را

کمي از بادهاي بهاري گفتيم

سپس در پياده‌روها

به راه افتاديم

پيازهاي زنبق

دانه‌هاي گل لادن

در ويترين مغازه‌ها بود

پس گفتيم:

پس کو لادن

پس کو اطلسي

پس کو زنبق

گل‌فروشي به ما مي‌گفت:

باور کنيد

پيازها را

باور کنيد

دانه‌هاي گل لادن را

دانه‌هاي اطلسي را …

احمد رضا احمدي

* عنوان اين پست برگرفته است از شعري سروده‌ي زنده‌ياد فريدون مشيري.

دسته‌ها:ادبيات برچسب‌ها:
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.